فروشگاه
فهرست
صفحه اصلی
آرشیو
کل مطالب
تماس با ما

موضوعات
موضوعي ثبت نشده است

آرشيو
اسفند ۱۳۹۱

لیست صفحات
[ ۱ ]


مطالب سايت

  عكس هاي جديد از سريال فراموشي

عكس هاي جديد از سريال فراموشي

محمد كاسبي بازيگر سريال فراموشي

سريال فراموشي,بازيگران سريال فراموشي

پشت صحنه فيلم فراموشي

مهران رجبي

برزو ارجمند و فلامك جنيدي در سريال فراموشي

جديدترين تصاوير سريال نوروزي ۹۱ فراموشي

عكس جديد سحر جعفري جوزاني در سريال فراموشي



عكس هاي جديد از سريال فراموشي
عكس هاي جديد از سريال فراموشي
مشاهده ادامه مطلب عكس هاي جديد از سريال فراموشي
تاريخ: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ ساعت: ۰۳:۱۰:۴۴  ارسال و مشاهده نظرات (0) موضوع:  نويسنده: فروشگاه

  قهرمانان قهرمان نبودند؟

قهرمانان قهرمان نبودند؟

«يك سال قبل بود كه برادران ما در وزارت اطلاعات بررسي درباره فساد مالي و دلالي در فوتبال ايران را بر اساس گلايه هاي بعضي از مديران ورزشي در دستور كار قرار دادند و حالا ما پرونده اي از اعترافات خاطيان در دست داريم كه خيلي از زواياي آن را نمي توانيم افشا كنيم». اين جمله را قاضي حداد معاون امنيتي دادگاه انقلاب دو هفته پس از دستگيري تعدادي از دلالان صاحب نام و روزنامه نگاران ورزشي به جرم دلالي و كسب درآمدهاي نامشروع بيان كرد.

نكته اي كه شوكي بزرگ به فوتبال كشور است. اينكه بخش عظيمي از بودجه فوتبال به جيب گروهي محدود مي رفته است و نتايج بازي ها آن گونه كه انتظار مي رفت بر اساس توان مجموعه يك تيم رقم نمي خورده است.

محمد علي آبادي رئيس سازمان ورزش، اولين كسي بود كه پرده از جنايتي بزرگ برداشت. او در اين گفت و گو مدعي شد:«در فوتبال ۲۰۰ ميليارد تومان گردش مالي داريم كه متاسفانه نيمي از اين مبلغ در چرخه دلالي ، به دور ريخته مي شود.»


http://bornanews.com/Images/News/larg_pic/8-9-1387/IMAGE633634737921882500.jpg

تا پيش از اين اظهار نظر هيچ رقم حقيقي درباره گردش مالي فوتبال ايران وجود نداشت اما بالاترين مقام دولتي در امور ورزش در فوتبالي كه همه هزينه اش از سوي وزارتخانه هاي دولتي تامين مي شود و از بيت المال ارتزاق مي كند با اعتراف خود بر حقيقت تلخي كه همه در اين سال ها مي دانستند اما از به زبان آوردنش ترس داشتند ، وجهه قانوني بخشيد. البته اين گفته زماني رسانه اي شد كه تقريبا مقامات امنيتي كشور با تلاش بي وقفه خود پرونده اي قطور را تهيه كرده بودند و عمل مجرمانه متخلفان براي شان محرض شده بود .

ساعت ۳۰/۸ دقيقه چهارشنبه شب زمستاني بود كه ۳ مرد مسلح وارد تحريريه روزنامه ورزشي شدند و از اعضاي تحريريه خواستند سر جاهاي شان بنشينند و كارت هاي شناسايي شان را نشان دهند. ماموران درهاي تحريريه را بسته بودند و تلاش براي ارتباط با تحريريه از سوي مديران نشريه بي فايده بود . تنها اين ماموران پليس بودند كه توانستند ، اين مهمانان ناخوانده را راضي به باز كردن درهاي تحريريه كنند اما اقدام آنها كاملا قانوني بود و براي كارشان حكم ماموريت داشتند. اين اتفاق در ۴ روزنامه ورزشي به طور همزمان افتاد و ۴ روزنامه نگار ورزشي دستگير شدند .
صبح روز بعد از اين اتفاق بود كه اعلام شد ۳ دلال ورزشي سرشناس هم همزمان با اين عوامل رسانه اي بازداشت شده اند.

چه عاملي باعث شد تا با دلالان ورزشي برخورد شود؟ اين سئوالي بود كه در روزهاي ابتدايي بازداشت مجرمان كسي پاسخي برايش نداشت چون دلالي از لحاظ قانوني جرم محسوب نمي شود و اگر تنها جرم بازداشت شدگان به اين دليل كه واسطه انتقال بازيكنان بودند بازداشت مي شدند ، اين اقدام وجاهت قانوني نداشت.
اما دليل مراجع قضايي براي برخورد با باند دستگيرشدگان ، تنها دلالي نبود. دستگاه اطلاعاتي كه گفته مي شود به درخواست تعدادي از مديران تيم هاي فوتبال به موضوع كسب درآمد نامشروع اين باند مشكوك شده بودند ، ورود يافتند با تحقيقات ويژه خود حالا موارد اتهامي چون شرط بندي ، قراردادهاي صوري و تغيير نتايج مسابقات فوتبال را در پرونده متهمان قرار داده اند كه هركدام شان جرم محسوب مي شوند و چون اين درآمد حاصل از كسب نامشروع بيت المال بوده ، اين عمل مجرمانه تشديد مي شود.
يك مقام آگاه در اين باره مي گويد:« شكل كاري اين گونه بوده است كه بازيكنان مختلفي با شخص اول گروه كه دوستان رسانه اي داشته است قرارداد مي بستند. بازيكناني كه رقم واقعي قراردادشان شايد ساليانه بايد ۲۰ تا ۳۰ ميليون باشد اما در همان سال اين بازيكن با رقمي چند صد ميليوني به تيم هاي مختلف مي رفته است.»
اما اين اتفاق جادويي چه گونه شكل مي گرفته است:« مثلا بازيكن x كه در تيمي جنوبي بازي مي كرده قراردادش با تيمش رو به پايان بوده و واسطه انتقالش كسي نبوده غير از آقاي ح . او كه مهاجم بوده است در سه بازي پاياني تيمش با تيم هاي مختلف ليگ روبروي مدافعاني قرار مي گرفته است كه همه آنها قراردادهايي مشابه با آقاي «ح» داشته اند. اين مهاجم در هر سه مسابقه موفق به گلزني مي شده و همه اين مدافعان در آن بازي خاص در برابر آقاي x اشتباه مي كرده اند . همزمان جريان رسانه اي از اين مهاجم اسطوره اي مي ساخته و حتي بازيكن يادشده را در حد دعوت به تيم ملي بالا مي برده است. به همين سادگي بازيكني كه قيمت سال اول قراردادش تنها ۳۰ ميليون بوده با رقمي بيش از ۱۵۰ ميليون تومان به تيمي صنعتي مي رفته است و اين اتفاق بارها و بارها هر بار به شكلي براي يكي از بازيكنان طرف قرارداد تكرار مي شده است.»
تكراري كه باعث مي شده تا ساليانه ارقامي ميلياردي از بودجه دولتي كه بايد صرف توسعه فوتبال مي شده است به جيب جريان دلالي برود.
اين پول به نسبتي از قبل تعيين شده ميان واسطه هاي انتقال بازيكنان ، جريان رسانه اي ، مربيان طرف قرارداد و عوامل باشگاهي كه تعدادي از آنها در سطح مديران سرشناس تيم هاي دولتي بوده اند تقسيم مي شده است.
دلال «ح » تنها چندي پيش از بازداشت مدعي شده بود بيش از ۱۴۰ بازيكن طرف قرارداد دارد ، نزديك به همين تعداد بازيكن حرفه اي هم با دو دلال بازداشت شده ديگر دستگير شده در ارتباط بوده اند كه اگر بر تعداد مجموع ۱۸ تيم ليگ برتري و ۲۲ تيم ليگ يكي تقسيم كنيم يعني به طور متوسط در هر تيم ، ۷ بازيكن حضور دارند كه از سوي باند يادشده ساپورت مي شدند.
البته تيم رسانه اي غير از اين موارد به طور روزانه هم چرخه حمايت از بازيكنان طرف قرارداد را انجام مي دادند به طور مثال ، تحليل محتوايي يكي از نشريات ورزشي نشان مي داد در بازه زماني يك ماهه يكي از بازيكنان طرف قرارداد كه در تيمش هميشه نيمكت نشين بوده است ، ۲۰ خبر در ۲۲ روز بوده درحالي كه سه هم تيمي او كه فيكس هم بازي مي كرده اند تنها در اين مدت ۶ بار در اين نشريه خبرهاي شان چاپ شده بود.

اعتراف بازداشت شدگان هم اين حقيقت را تائيد مي كند كه آنها توان اعمال فشار به تيم ها و تعيين نتيجه مسابقات را داشته اند و اين يعني ليگ و همه هيجانش نه بر اساس شايستگي تيم ها كه در بسياري از مواقع در مسير كسب سودي بيشتر از سوي واسطه ها رقم مي خورده است. جريان فاسدي كه تنها در مرحله اول واسطه ها و عوامل رسانه ا ي اش بازداشت شده اند و هنوز پرونده مفتوح است تا در مرحله بعدي آنها كه باعث مي شدند به سادگي بودجه بيت المال در اختيار واسطه ها قرار بگيرند، بازداشت شوند.

منبع: پارس فوتبال
قهرمانان قهرمان نبودند؟
قهرمانان قهرمان نبودند؟
مشاهده ادامه مطلب قهرمانان قهرمان نبودند؟
تاريخ: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ ساعت: ۰۳:۱۰:۴۴  ارسال و مشاهده نظرات (0) موضوع:  نويسنده: فروشگاه

  اسمس عاشقانه

اسمس عاشقانه


آب نريختـــــم كه برگردي
آب ريختـــــم تـــا پاك شود
هر چه رد پاي توست …..از زنـــدگي ام

 

زير باران راه مي روم
آغشته ميشوم به بودن
باران هم طعم لبهاي تو را مي دهد

 

 


هميشه يكي هست كه درد دلت رو بهش بگي
ولي
واي از اون روزي كه همون بشه درد دلت

 

 

دلِ سبــــــزم را گـره زد ...... و رفت تا بـــــــه آرزوهـــايش برسـد
من فقط يك واسطه بودم
دل را خدا داد و تو هم بردي

 

 

از خوبان بيشتر ميترسم
روزي تو
خوب من بودي

 

 

خريدار ندارد
دلي كـــه برايت " لك " زدہ است

 

 

سـرم درد مـيـكـنـد بـراي عـاشـقـي . . .بـا طـعـم ِ تـ ـو

 

 

عــاشقــانه هــايي كه برايتــــ مينويسم
مثل آن چــاي هايي هستند كــه خــورده نميشونـد
يــخ ميــكنند و بــايد دور ريخت
فنجانتــــ را بده دوبـــاره پر كنمـــــ
من زياد اهل چاي نيستم
مرا به يك آغوش گـــ ـــ ـــرم ميهمان كن

 

 

دل من
پشت سرت
كاسه آبي شد و ريخت
كي شود
پيش روي تو
اسپند شوم؟!؟

 

 

 

گــــــــر تو بخواهي
دور مي ايســـــتم
چون آخرين چـــــــراغ خيابان
امـــــــــــا روشـــــــــن

 

 

بي تو هر لحظه مرا بيم فرو ريختن است ، همچو شهري كه به روي گسل زلزله هاست

 

 


نيمكت با هم بودنمان تنهاست ، من دل نشستن ندارم ، تو دليل نشستن باش

 

 

زلال كه باشي سنگهاي كف رودخانه ات را مي بينند ، بر مي دارند و نشانه مي روند درست به سوي خودت

 

 

 

من صبورم اما ... ، بي دليل از قفس كهنه ي شب ميترسم ، بي دليل از همه ي تيرگي تلخ غروب و چراغي كه تو را از شب متروك دلم دور كند ، ميترسم

 

 

 


ميخواهمت چنانكه شب خواب را / مي جويمت چنانكه لب تشنه آب را / حتي اگر نباشي مي آفرينمت / چنانكه التهاب بيابان سراب را

 

 



دلتنگم ، مثل مادري بي سوادي كه دلش هواي بچه اش را كرده ولي بلد نيست شماره اش رو بگيره

 

 

 

آسمانم انتهايش قلب توست / مهربان اين آسمان از آن توست / آسمانم هديه اي از سوي من / تا بداني قلب من هم ياد توست

 

 

 

دعايت ميكنم هر شب به عطر ميخك و مريم / الهي در دلت هرگز نباشه غصه و ماتم

 

 


كاش ميدانستي كه جهانم بي تو "الف" ندارد

 

 

 

تنهايي يعني : ذهنم پر از تو و خالي از ديگران است ، اما كنارم خالي از تو و پر از ديگران است

 

 

 

دلم چندين سال است روزه ي عشق گرفته است ! اذان افطارش را تو بگو

 

 

 

نبوده ، نيست ، نخواهد بود

عزيزتر از تو كسي براي من . . .

 

 

 

چيه فكر كردي اس ام اس جديد داري ؟
فكر كردي كارت دارم ؟
نه بابا ! فقط ميخواستم بهت بگم دوست دارم

 

 

 

دو چشم آبي ات را ميپرستم / لبان عنابي ات را ميپرستم
براي من تو بي تابي مكن يار / كه من شادابي ات را ميپرستم

 

 

 

وقتي عطر تنت را ميخواهم ، به باد هم التماس ميكنم ، خدا كه جاي خود دارد

 

 

 

تو كه يك گوشه ي چشمت غم عالم ببرد
حيف باشد كه تو باشي و مرا غم ببرد

 

 

براي زندگي نه سقف ميخواهم نه زمين ! نقشه ي جغرافيايي دستهايت كافيست

 

 

 

 

اگر تنها گناهم دوست داشتن توست
تنها گناه است كه توبه نخواهم كرد

 

 

 

خوشا به حال قلبم چون از تو جان گرفته / نبض وجودم از تو خط امان گرفته
خوشا به حال جانم كه مرگ او غم توست / براي وصف رويت قلب زبان گرفته

 

 

 

از هواپيما به برج مراقبت ، تو قلبت جا هست فرود بيام يا بازم دورت بگردم ؟

 

 

 

فارغ از هرگونه آز و ناز ميخواهم تو را / گر نباشم در جهان هم باز ميخواهم تو را

 

 


قشنگترين صدايي كه مي تونين از عشقتون بشنوين وقتيه كه از خواب بيدار ميشه و گيج حرف ميزنه

 

 

 

لعنت به همه ي قانون هاي دنيا كه در آن شكستن دل پيگرد قانوني ندارد

 

 

 

 

با ياد تو اين ستاره ها رنگي بود / اين دفتر خاطرات من سنگي بود
از درس كلاس عاشقي سهمم باز / يك زنگ فقط دوري و دلتنگي بو

 

 

ديگري جز تو مرا اين همه آزار نكرد / آنچه كردي تو به من هيچ ستم كار نكرد

 

 

دلي دارم ز جنس سنگ و شيشه / چنان مهرت به جانم كرده ريشه
كه در شش گوشه ي قلبم نوشته / عزيزم ، دوستت دارم هميشه

 

 

در نگاهت چيزيست كه نميدانم چيست ؟
مثل آرامش بعد از يك غم ، مثل پيدا شدن يك لبخند
مثل بوي نم بعد از باران ، در نگاهت چيزيست كه نميدانم چيست ؟
من به آن محتاجم

 

 

 

ز تلخي سكوتت من چه بگويم / همان بهتر كه از غم ها نگويم
تو كاري كرده اي با بي وفايي / دگر از عشق خود با كَس نگويم

 

 

 

هميشه در رياضيات ضعيف بودم

سالهاست دارم حساب ميكنم چگونه من بعلاوه ي تو ، شد فقط من

 

 

تو كه با ديگرانت بود ميلي / چرا يادت مرا بشكست خيلي ؟

مگر قصدت پريشاني ما بود / كه عشق ما نشد مجنون و ليلي . . . ؟

 

 

 

 

با اينكه ازم دوري اما هر وقت دستمو ميزارم رو قلبم ، ميبينم سر جاتي

 

 

 

باران كه مي بارد همه چيز تازه مي شود

حتي داغ نبودنِ تو

 

 

 

اگر تنهايي ام چشم مرا بست / اگر دل از تنم افتاد و بشكست

فداي قلب پاك آن عزيزي / كه در هر جا كه باشد ياد ما هست

 

 

 

قدِ تو به عشق نميرسيد

غرورم را زير پايت گذاشتم تا برسد ، اما باز هم نرسيد

 

 

 

گـفـت : بـگـو ضـمـايـر را

گـفـتـم : مــَن مـَن مـَن مــَن مَــن مــَن

گـفـت:فــقـط مــن ؟

گـفـتـم: بـقـيـه رفـتـه انـــد

 

 

 

دگر درد دلم درمان ندارد / مسير عاشقي پايان ندارد

مرا در چشم خود آواره كردي / نگاهت دور برگردان ندارد

 

 

رشته ي محبت را بايد به ضريح دلي بست كه خيال كوچ كردن نداشته باشد

 

 

دلم درد مي كند

انگار

خام بودند

خيال هايي كه به خوردم داده بودي

 

 

يارم از بهر فراقت به كجا سر بزنم / شوق ديدار تو دارم ، به كجا پر بزنم . . . ؟

 

 

 

امان از اين بوي پاييزي و آسمان ابري ، كه آدم نه خودش ميداند دردش چيست

و نه هيچ كس ديگر ، فقط ميداند كه هرچه هوا سردتر ميشود ، دلش آغوش گرم ميخواهد

 

 

 

نيمه ي گمشده ام نيستي كه با نيمه ي ديگر به جستجويت برخيزم

تو تمام گمشده ي مني

 

 

 

 

شايد با هم بودن سخت تكرار شود

اما به ياد هم بودن را هر لحظه ميتوان تكرار كرد

 

 

بي سر و پايم سر وپايم توباش

مانده ي راهم ره و هادي تو باش

گر برهند عالم و آدم ز من

آبرو و عزّت و جاهم تو باش

 

 

 

 


در دلم حس غريبي ست كه يك مرغ مهاجر دارد

و چه اندوه عجيبي ست كه در خلوت دل

ياد يك دوست نباشد كه تو را غرق تماشا سازد

 

 

 

 

قلبم تهي ز شوق و رنگ / قلبم را جنگ آب و نهنگ

قلبم تباه ز تاريكي و ننگ / قلبم مرده درآغوش سنگ

 

 

 

 

پاهايم را كه درون آب مي زنم، ماهي ها جمع مي شوند

شايد اين ها هم فهميده اند / عمري “طعمه روزگار”بوده ام

 

 

 

بي تو اما عشق بي معناست ، مي داني؟

دستهايم تا ابد تنهاست ، مي داني؟

آسمانت را مگير از من ، كه بعد از تو

زيستن يك لحظه هم ، بي جاست ، مي داني؟

 

 

 

از بس خوابت را ديده ام ديگر نمي گويم "خوابم مي‌‌آيد
مي‌گويم "يـــــــارم مي‌‌آيد"
وعده ي ما همان روياي‌ هميشگي

 

 

 

 

كاش دنيا
يكبار هم كه شده
بازيش را به ما مي باخت
مگر چه لذتي دارد
اين بردهاي تكراري برايش؟

 

 

 

 

اگر چه عاشقي پر شور بوديم
به خود نزديك و از هم دور بوديم
شب و روز از جدايي مي‌سروديم
من و تو وصله‌اي ناجور بوديم

 

 

 

 

به همين سادگي از چشم دلم افتادي
آخرين بار چنان برگ گلي در بادي
بيشمارند همه تيشه بدستان در صف
گرچه شيرين مني از دهنم افتادي
باز گويم كه چه ساده در دلم جا كردي
نه به اين سادگي اما تو ولي افتادي

 

 

 

 

آب و هواي دلم آنقدر بارانيست
كه رخت هاي دلتنگي ام را
مجالي براي خشك شدن نيست
اينگونه است كه دلم برايت هميشه تنگ است

 

 


مهم نيست در عشق به وصال برسي مهم اينست كه لياقت تجربه كردن يك عشق پاك رو داشته باشي

 

 

 

من و باران، من و دريا، من و تو

من و شب‌بو، من و فردا، من و تو

دوباره عاشقي را مي‌سراييم

من و مجنون، من و ليلا، من و تو

 

 

 

به بند دلت مياويز
رخت خاطره ام را
گرد باد هاي فراموشي حرمت نمي شناسند

 

 

 

دلم غرق تماشا بود، رفتي
ميان اشك و آه و دود رفتي
كنار حسرتي ديرينه ماندم
بهار من، گل من، زود رفتي

 

 

دلم باغي پر از ريحان و گل بود
به روي رود عشقت مثل پل بود
نگاهم كردي و ويران شد اين دل
مگر چشم تو از قوم مغول بود؟

 

 

 

 

دلتنگي عين يه مار اومده رو قلبم نشسته

هر چند لحظه

يا چند ساعت گاهي هم چند روز يك بار ميآد نيششو فرو ميكنه تو قلبم

گُر ميگيرم

بعد آرووم ميشم

دوباره......ا

 

 

 

 


آموخته ام
كه بدون عشق مي توان ايثار كرد

اما

بدون ايثار هرگز نمي توان عشق ورزيد

 



اسمس عاشقانه
اسمس عاشقانه
مشاهده ادامه مطلب اسمس عاشقانه
تاريخ: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ ساعت: ۰۳:۱۰:۴۴  ارسال و مشاهده نظرات (0) موضوع:  نويسنده: فروشگاه

  عكس هاي جديد سحر قريشي

عكس هاي جديد سحر قريشي



عكس هاي جديد سحر قريشي
عكس هاي جديد سحر قريشي
مشاهده ادامه مطلب عكس هاي جديد سحر قريشي
تاريخ: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ ساعت: ۰۳:۱۰:۴۴  ارسال و مشاهده نظرات (0) موضوع:  نويسنده: فروشگاه

  عكس هاي جديد بازيگران (1 فروردين)

عكس هاي جديد بازيگران (1 فروردين)

شبنم درويش

بهنوش بختياري

فقيهه سلطاني

طناز طباطبايي

يكتا ناصر

مهناز افشار

سحر دولتشاهي و همسرش رامبد جوان

فلور نظري


ليندا كياني

نيوشا و روشا ضيغمي

هانيه توسلي

نگين خامسي

هنگامه حميدزاده

فريبا نادري

حديث فولادوند

باران كوثري

چكامه چمن ماه

پگاه اهنگراني

 



عكس هاي جديد بازيگران (1 فروردين)
عكس هاي جديد بازيگران (1 فروردين)
مشاهده ادامه مطلب عكس هاي جديد بازيگران (1 فروردين)
تاريخ: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ ساعت: ۰۳:۱۰:۴۴  ارسال و مشاهده نظرات (0) موضوع:  نويسنده: فروشگاه

  متن هاي عاشقانه

متن هاي عاشقانه

دوست دارم

 

دوست دارم زندگي را در كنارت بگذرانم

با تو باشم تا هميشه ، عمر خود را بگذرانم

 

دوست دارم در خوشي ها يار و دلدارم تو باشي

هر چه خوبي و صفا است ، با تو اي مه بگذرانم

 

دوست دارم عاشقي را با تو و زيباي تو

هر زمان ، من لحظه ها را در كنارت بگذرانم

 

دوست دارم روز روشن با تو باشم در گلستان

يا كه شب هاي بلند را در كنارت بگذرانم

 

دوست دارم درد هجر را در فراق و دوري تو

لحظه هاي بي كسي را من به يادت بگذرانم

 

دوست دارم من دلت را ، چون زماني جاي من بود

هر نفس اين زندگي را با تو اي مه بگذرانم

 

دوست دارم من لبانت ، چون پيامش ذكر من بود

تا ابد اين لحظه ها را من به ذكرت بگذرانم

 

دوست دارم هر دو چشمت چون بود در انتظارم

چشم به راهت باشم و در انتظارت بگذرانم

 

دوست دارم گيسوانت ، چون كه هم رنگ غروب است

هر طلوع و هر غروب را من به يادت بگذرانم

 

دوست دارم من خودت را ، چون كه هستي يار نازم

اين زمان برگرد كه با تو لحظه ها را بگذرانم

 

 

راز غروب

   

آشنا با اين دل زاري غروب

هم نوا با قلب بيماري غروب

 

هم صدا با ناله ها هستي و من

نالم از دل تا بيايي اي غروب

 

شور و شادي و شعف با تو نبوده از ازل

اي تمام معني ماتم به دوران ، لي غروب

 

در تو حتي لحظه ها هم بي قراري مي كنند

اي تمام لحظه هاي درد را معنا غروب

 

دارمت دوست چون كه هم رنگ غمي

هم نشين غصه ها و بي كسي هايي غروب

 

عهد عشق و عاشقي بستم به هنگامي كه تو

شاهد اين عاشقي بودي به دنيا اي غروب

 

تا مدت ها قرار ما به هنگام تو بود

با تو داشتم لحظه هاي با صفايي اي غروب

 

دست يارم ، دست من ، در زير آن بيدي كه تو

سايه اش را مي ربودي با قدومت اي غروب

 

لحظه ها طي گشت و شادي ها سر آمد اي دريغ

آن زمان كه با خودت آوردي هجران اي غروب

 

يار من رفت و مرا با درد هجرش بي قرار

با دلم تنها رها كرد تا شوم تنها غروب

 

من چه گويم از برت چون يار من ديگر شكست

عهد و پيمانش به هنگام لقايت اي غروب

 

درد و غم ، اندوه و ماتم ، زجر و هجران و فراق

با تو و هم راه تو در تو شوند معنا غروب

 

 

 

 

اسيرم كرد و رفت

 

 

 

آمد و يك دم نگاهم كرد و رفت

با نگاهش آتشي بر دودمانم كرد ورفت

 

آمد و در قلب پاكم رخنه كرد

قلب من برد و اسيرم كرد و رفت

 

آمد و گفت عاشق من گشته است

عاشقم كرد و خرابم كرد و رفت

 

روزگاري با من ، دل ساده بود

ساده بود اما دورنگي كرد و رفت

 

آمد و با خود غمي در سينه داشت

درد و غم هايش به من بخشيد و رفت

 

با صداي ساده ، پاك و قشنگ

از سراي عشق صدايم كرد و رفت

 

آمد و عشق خودش بر دل نشاند

عاشقش گشتم ، رهايم كرد و رفت

 

در فراقش دربهدر آواره ام

دربه در ، خونين جگر ، آواره ام ناميد و رفت

 

همچو شمع سوزم شبان گاهان به صبح

آمد و روز و شبم شب كرد و رفت

 

آمد و از عشق و الفت واژه راند

عاقبت بر واژه هاي عشق من خنديد و رفت

 

من كه دل را بسته بودم در خم ابروي يار

پس چرا مانند صيادي نشانم كرد و رفت

 

من هنوزم  عاشق و ديوانه ام بر روي او

گر چه او بر من جفاها كرد و رفت

 



متن هاي عاشقانه
متن هاي عاشقانه
مشاهده ادامه مطلب متن هاي عاشقانه
تاريخ: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ ساعت: ۰۳:۱۰:۴۴  ارسال و مشاهده نظرات (0) موضوع:  نويسنده: فروشگاه

  بيوگرافي داوود مقامي

بيوگرافي داوود مقامي

http://www.upload98.com/images/7bvisbazqc5on1rbqkzi.jpg

داوود مقامي » هنرمنديست كه هر يك از ترانه هايش شاه اثري مي باشد و هوادارانش با صداي بي همتاي او سالها زندگي كرده و زندگي مي كنند.او برخلاف خوانندگان امروز كه بيشتر تعريفشان را مي شنويم تا صدايشان را،فقط با صداي خود و بدون هيچ تبليغاتي در دل ما جايگاه ويژه اي دارد.بماند كه چه مخالفت هايي از سوي كور انديشاني كه بر خود نام روشنفكر نهاده اند ؛ با او وهم سبكان او مي شود. اگر تا امروز كسي صداي داوود مقامي را نشنيده به او پيشنهاد مي كنيم با شنيدن ترانه هاي جان گداز اين هنرمند ، دفتر تازه اي در زندگي خود باز كند

براي دانلودآهنگهابه لينك زيرمراجعه كنيد


http://ardekani.mihanblog.com/post/27
بيوگرافي داوود مقامي
بيوگرافي داوود مقامي
مشاهده ادامه مطلب بيوگرافي داوود مقامي
تاريخ: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ ساعت: ۰۳:۱۰:۴۴  ارسال و مشاهده نظرات (0) موضوع:  نويسنده: فروشگاه

  سريال نوروزي «دست بالاي دست»

سريال نوروزي «دست بالاي دست»

بازيگران سريال دست بالاي دست : جواد عزتي، يوسف تيموري، بهاره افشاري، رضا فيض نوروزي، هايده حائري، خشايار راد، فرشيد زارعي فر، عليرضا جعفري، زهره مجابي، مجيد مشيري، سعيد پيردوست، آيدين خطايي، رويا افشار، فتحعلي اويسي، سمانه پاكدل، عباس محبوب و مريم سرمدي بازيگران اصلي اين مجموعه طنز هستند.

    سريال نوروزي ۱۳۹۱ دست بالاي دست

يوسف تيموري در سريال دست بالاي دست

بهاره افشاري بازيگر سريال دست بالاي دست

عكسهاي جديد سريال نوروزي دست بالاي دست,خريد سريال دست بالاي دست



سريال نوروزي «دست بالاي دست»
سريال نوروزي «دست بالاي دست»
مشاهده ادامه مطلب سريال نوروزي «دست بالاي دست»
تاريخ: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ ساعت: ۰۳:۱۰:۴۴  ارسال و مشاهده نظرات (0) موضوع:  نويسنده: فروشگاه

  عكس بازيگران زن پاي سفره هفت سين

عكس بازيگران زن پاي سفره هفت سين

بهنوش بختياري

نسرين مقانلو

نيكي كريمي

ثريا قاسمي

بهاره رهنما و دخترش

ترانه عليدوستي

خاطره اسدي

شبنم قلي خاني

روناك يونسي

مريم معصومي



عكس بازيگران زن پاي سفره هفت سين
عكس بازيگران زن پاي سفره هفت سين
مشاهده ادامه مطلب عكس بازيگران زن پاي سفره هفت سين
تاريخ: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ ساعت: ۰۳:۱۰:۴۴  ارسال و مشاهده نظرات (0) موضوع:  نويسنده: فروشگاه

درباره وبلاگ

آخرين مطالب
» عكس هاي جديد از سريال فراموشي
» قهرمانان قهرمان نبودند؟
» اسمس عاشقانه
» عكس هاي جديد سحر قريشي
» عكس هاي جديد بازيگران (1 فروردين)
» متن هاي عاشقانه
» بيوگرافي داوود مقامي
» سريال نوروزي «دست بالاي دست»
» عكس بازيگران زن پاي سفره هفت سين

لینکستان
لينكي ثبت نشده است

بخش ویژه
google map



naturalwealths

naturalwealths

http://naturalwealths.zaminblog.com

فروشگاه

فروشگاه

فروشگاه

فروشگاه

قالب پارسفا

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

free template blog

فتوشاپ را قورت بده !
کارتون پلنگ صورتی
تیشرت سقا
ساعت دیواری پــانــا